خیلی وقتها هست که حرفی نداری بزنی، پس حرف نمی زنی!
هر چه سنت بیشتر شود، خاطراتت هم محدودتر می شوند.
"ساعت چو به ده رسید
دل ما به غم رسید"
3 اردی بهشت یکهزار و سی صد و هشتاد و هشت شمسی
بنده کمترین؛
فرهادشاه خوارزمی
نگاشته به ساعتی به نیم روز مانده، در جوار مه پیکری خوش سیما و نیکو صیرت، خوش آواز و زیبا کلام، مزین به زیور ادب و هنر که نیت بر ترک ما دارد، خداوند دل ما را از غم تهی دارد، و دل شمایان را ایضا...
تا که گوساله گاب(!) شود، دهان صاحبش.... چی؟ آب شود؟؟ نه! به گا رود...
همش چشمم ناخودآگاه می رود به پایین صفحه، سمت راست، بغل آنجا که کانکشن هست آیکونش، هی یه نور نارنجی می بینم. هی می گویم که جی تاک است، هی می گویم که پنجره باز شده، هی می گویم که تویی توی آن پنجره، هی می فهمم که اشتباه کرده ام. هی دلم تو را می خواهد، هی، هی، هی، و می دانم که نمی آیی هرگز، هرگز!
عشق وقتی می میرد که یاد بگیری به دو نفر همزمان بگویی، دوستت دارم!
ای تف تو روح اون آدمی که فقط بلده گند برنه به حال و احوالت. تف به روت!
خوابیدنو دوست دارم، چون هیچ وقت خواب نمی بینم!
درستکاری زیاد، آدم رو ساده لوح بار میاره!
زندگی، بیشتر شبیه کُشتی گرفتنه تا رقصیدن!Marcus Aurelius
گلابی بودن لزوما صحیح ترین راه برای زندگی کردن نیست، ولی بی دغدغه ترین راه هست.
من، دوستی نمی خواهم که هر وقت من عوض شدم، او هم عوض شود، هر وقت کله تکان دادم، او هم کله اش را تکان بدهد. سایه ام این کارها را بهتر انجام می دهد!
پلوتارک
روزگتر چِرتیه! همه چیز یکنواخت در حد مرگ...
زندگی، مثل طراحی کردنه، بدون پاک کن.
چیزهای خیلی کمی، "واقعا" تو زندگی مهمن.
در تمام زندگی، زمان رو به راحتی هدر می دیم تا کاری کنیم که زندگی بیشتر طول بکشه!
زندگی روزمره ما و گاوها و اسبها و گیاهان مثلن، هیچ فرقی نداره با هم! می خوریم و می خوابیم و چیز می کنیم و چیز می کنیم و همین! یکی به من بگه فرقش چیه!
رفاقت، برای جامعه ای که ما توش زندگی می کنیم، یعنی نزدیک ترین راه برای نابود کردن دیگران.
برای اینکه توی این روزگار بتونی خوب و خوش و راحت زندگی کنی، یا باید بی شرف باشی یا گلابی!
گاهی وقتها، روزگار میشه عین وقتی که اره تو ...نته! نه راه پیش داری نه راه پس!
زندگی، یعنی یک مجموعه مسخره از اتفاقات روزمره، یعنی یک مجموعه مسخره از آدمهای حال به هم زن!
زندگی مون پر شده از نارو زدن، دروغ گفتن و ریاکاری. همه مون همینطوریم. ردخورم نداره!
توهم خودبزرگ بینی و خود خدا بینی، دردیه که همه عمر با ماست. هیچ جوری هم نمی تونیم ازش خلاص بشیم. همش هم به خاطر تربیت مزخرفیه که توی خانواده ها وجود داره.

